خطايى ، على اكبر
499
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
به هنگام فراغت وقت خود را مصروف آن كنند . سنت و قدرت هنر چين در تالارهاى اين مدرسه درست به چشم مىآيد و بيننده در هريك از قسمتهاى مربوط به نقاشى ، طراحى ، خوشنويسى ، حصيربافى ، كارهاى عاجى و لاكى ، چينى ، ميناسازى ، ابريشمدوزى ، تراشكارى ، قلابدوزى به تحسين مىايستد و چشمش در مقابل طرحها ، رنگها از اعجاب گاه بسته مىشود . رئيس دانشكدهء هنر هشتاد و دو ساله است . نقاشى است بسيار مشهور و نامش ليوهاىشو است . در دورهء انقلاب فرهنگى او را در طبقهء چهارم ساختمانى كه طبقهء اول آن گاراژ و بسيار پرآمد و رفت و سر و صدادار بود سكنى داده بودند . جائى بود كه هيچگونه آرامشى و تجانسى با آن روح لطيف و هنرآفرين نداشت . اصولا به هر دانشكده و دانشگاه و مدرسه و كتابخانه و موزهاى كه رفتيم ، سن مديران و رئيسان آنها ميان پنجاه و شصت و حتى تا هفتاد سالگى بود . رئيس كتابخانه سهرنانكين هفتاد و شش سال دارد و به كار مشغول است . در دانشگاهها و مراكز علمى قيد سن نيست . ولى در كارخانهها و ادارهها سن قانونى كار ، كاملا رعايت مىشود . استادان و عالمان به پيرى رسيده اكنون به احترام تمام كار مىكنند . بگذريم . معاون دانشكدهء هنر شاعر معروفى است و هنر ديدارى او خطاطى است و در همين دانشكده تدريس خوشنويسى مىكند . نقاشى چينى در قسمت نقاشى ، ديوارها به پردههاى زيباى نقاشى چينى پوشيده شده بود . چون ميان نقشها تفاوتهاى بارز ديدم ، پرسيدم اختلاف در چيست ؟ استادى توضيح داد ، اصولا دو سبك در نقاشى چينى متمايز است : يكى موسوم است به « كومپى » Compi يعنى آن اسلوبى كه نشان دهندهء ظاهر و صورت اشياء است . ديگرى اسلوبى است موسوم به شيىء shei يعنى آن طرز كه بيان فكر در آن نهفته و مستترست . بالاخره نقاشى ممكن است مخلوطى باشد از اين دو .